محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

279

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

است ، در پنهانى راه مىروند و از بيراهه‌ها حركت مىكنند . وصفشان دارو و گفتارشان درمان ، امّا كردارشان دردى است بىدرمان . بر رفاه و آسايش مردم حسد مىورزند ، و بر بلاء و گرفتارى مردم مىافزايند و اميدواران را نااميد مىكنند . آنها در هر راهى كشته‌اى و در هر دلى راهى و بر هر اندوهى اشكها مىريزند . مدح و ستايش را به يكديگر قرض مىدهند و انتظار پاداش مىكشند ، اگر چيزى را بخواهند اصرار مىكنند و اگر ملامت شوند ، پرده‌درى مىكنند و اگر داورى كنند اسراف مىورزند . آنها برابر هر حقّى باطلى و برابر هر دليلى شبهه‌اى و براى هر زنده‌اى قاتلى و براى هر درى كليدى و براى هر شبى چراغى تهيّه كرده‌اند . با اظهار يأس مىخواهند به مطامع خويش برسند و بازار خود را گرم سازند و كالاى خود را بفروشند ، سخن مىگويند اما به اشتباه و ترديد مىاندازند ، وصف مىكنند امّا فريب مىدهند ، در آغاز ، راه را آسان و سپس در تنگناها به بن‌بست مىكشانند ، آنها ياوران شيطان و زبانه‌هاى آتش جهنّم مىباشند . « آنان پيروان شيطانند و بدانيد كه پيروان شيطان زيانكارانند . » واژه‌شناسى الغمرة : شدت و سختى . تلون : استتار و پنهان كردن . ابعد : دورترين . يفتنون : مكر و فريب مىزنند تا تهمت را از خود دور كنند . دوية : از ريشه « داء » به معناى بيمارى .